محمد على شاه آبادى ( مترجم : زاهد ويسى )
453
رشحات البحار ( فارسى )
بدين ترتيب همه از روى جهالت راه پدرانشان را مىپيمودند ؛ درست مانند مثال فوق كه فرد عقبى از كسى پيروى مىكرد كه خود او نسبت به مسير علم و اطلاع نداشت . مطلب سوم [ ابراهيم ( ع ) ظلالت و گمراهى انان را مىديد . ] اينكه ابراهيم ( ع ) ظلالت و گمراهى انان را مىديد . دراينباره مىتوان گفت نحوه رؤيت وى يا از طريق دليل و برهان بوده است يا از طريق كشف و عيان . به عبارت ديگر ، يا از باب علم اليقين بوده ، يا از باب عين اليقين . البته مراد از ان شهود ملكوت اهل ضلال و كشف غيب جن است ؛ زيرا انان در پايين عالم ملكوت قرار دارند و اين نقطه ، اولين مقامات كشف اهل شهود است . ظاهرا و بلكه تحقيقا ابراهيم ( ع ) پس از آنكه به مقام عين اليقين رسيد و ملكوت انان را در شياطين ديد ، از انها متنفر شد و گفت : إِنِّي أَراكَ وَ قَوْمَكَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ « 1 » در نتيجه از انان وحشت كرد و خواست انان را اصلاح نمايد . دليل اين امر نيز اين آيه است كه خداوند متعال فرموده است : وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 2 » تشبيه موجود ميان اين دو ( ملكوت شياطين و ملكوت ) فقط در رؤيت شهود است . يعنى همچنانكه ملكوت پايين را به وى نشان مىدهم كه از انان وحشت مىكند ، ملكوت آسمانها را نيز به وى نشان مىدهم كه با انها انس پيدا مىكند . اين فرموده خداوند نيز دال بر همين مطلب است : وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ « 3 » زيرا معطوف عليه ، سخن مناسب وى با اين ملكوت ، يعنى انس وى با اين ملكوت است . چنانكه انگار خداوند متعال گفته است : تا ابراهيم با انها انس
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) : 74 . ( 2 ) . همان : 75 . ( 3 ) . همان